January 2010
1 post
October 2009
7 posts
موسيقي ...
موسيقي انگيزه هر يک از ماست ، که عشق مبادله مي کند
شکسپير
بیا بریم اونجا که شباش ، بوی تو باشه تو هواش / باد که میاد رد شه بره ، بریزه سرت...
– آقام ابی
سرشار از بی قراری ...
زنان و مردان ِ سوزان هنوز دردناکترين ترانههاشان را نخواندهاند. سکوت سرشار است. سکوت ِ بيتاب از انتظار چه سرشار است!
تمام ناتمام من با تو تمام می شود ...
کوه با نخستین سنگ آغاز میشود و انسان با نخستین درد … من ، با نخستین نگاه ِ تو آغاز شدم
هیچکس تنها نیست ...
کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم
نام ات را به من بگو ، دستت را به من بده ، حرفت را به من بگو ، قلبت را به من بده ، من ریشه های تو را در یافته ام …
من و خود من
نترس از هجوم حضورم / چيزى جز تـــــنــــــهــــــــايـــــــــى با من نيست …
September 2009
7 posts
حس مشترک
من و تو هر دو درگیر یه حسیم ، همین حس عزیز با تو بودن ، همین شوق تماشا کردن تو ، همین دل ضربه های هر شب من
رویت ماه من است
من که روی ماهت را رویت نکردم امشب ، تا کی باید روزه باشم؟
برای ماه نو
هنوزم تو شب هات اگه ماهو داری ، من اون ماهو دادم به تو یادگاری …
می سوزم اما دود نمی کنم
هر وقت دلم میگیره ، حرف نمی زنم ، میشینم پای آژانس…
من خیبریم ، اهل نی ، هور ، آب . خیبری ساکته . دود نداره ، سوز داره [آژانس شیشه ای]
اسپم
رضا که اسپم می فرستادی همه عمر / دیدی که چگونه میل اسپم گرفت
اعتراف می کنیم
ما را با صدای چک چک آب شکنجه می کنند تا به ناپاکی آب اعتراف کنیم…
“محمد مهدی نجفی”
يه دوست خيالي كه واقعا دوستت باشه خيلي بهتر از يه دوست واقعيه كه خيال ميكني...
– چه کسی امیر را کشت ؟ - مهدی کرم پور